برنابرنا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

کودک من

هفته بیست و ششم

سلام کوچولوی من! هفته بیست و ششم هم تموم شد، الان دیگه بزرگ شدی  و صداها رو خوب می شنوی، بابایی دوست داره باهات حرف بزنه، دل دل می کنه زودتر ببینتت، من هم این روزهای با تو بودن و ندیدنت رو به کتاب خوندن می گذرونم، برات بلند می خونم اما نمی دونم چیزی می فهمی یا نه، این هفته مشی و مشیانه رو خوندم، جالب بود ، امیدوارم برای تو هم به اندازه من جالب بوده باشه. ماه هفتم بودنت شروع شد اما هنوز من درگیر تهوع شدید هستم، تهوعی که می گفتند تا چهار ماهگی بیشتر طول نمی کشه به قوت خود باقیست ، تو سلامت باش ، تحمل این سختی ها با من! این هفته سونوگرافی داشتم، بازم تونستم ببینمت و با صدای قلبت دلم لرزید، بابایی نبود و حسرتش براش م...
23 شهريور 1393

هفته بیست و پنجم

سلام نی نی ! خوبی مامانی؟ وول خوردن هات می گه که خوبی، کاش خیلی خیلی خیلی خوب باشی ! دو تا کتاب تو این هفته خوندم، بابا گوریو و کیمیا خاتون، تو که بیای دیگه نمی دونم وقت واسه خوندن دارم یا نه، هر دو کتاب خیلی جالبند، به موقعش باید شما هم اینها رو بخونی. آزمایش قند سه مرحله ای رو هم دادم و برای کمر دردم هم آزمایش درخواستی دکتر  رو دادم و فعلا باید تحت نظر باشم تا ماه آینده دوباره وضعیتم بررسی بشه، دکتر برام آب درمانی( استخر) تجویز کرد و استراحت و مراقبت از کمر و منع ورزش هایی مثل پیاده روی که به ستون فقراتم فشار میاره، باز می گن چرا چاق میشی، من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  از شروع رژیم تا حالا وزن اضافه نکردم و حدود 2 کیل...
16 شهريور 1393

هفته بیست و چهارم

سلام عزیز دلم ! من خوبم، تو هم خوب باش، این روزها رو با هم به آرومی می گذرونیم، تکون هایی که میخوری و من ناخواسته لبخند میزنم، بابایی هم با لبخند های من می فهمه که وول خوردی و حسودیش می شه که نمی تونه مثل من حست کنه، هنوز در حال بررسی طرح های مربوط به اتاقت هستیم اما به نتیجه نرسیدیم، آقا فرزاد هم اومد و طرح های جالبی نشونمون داد، خودش هم یه طرح برامون کشید، من و بابایی هنوز در حال شور هستیم و می خواهیم بهترین رو برات انتخاب کنیم. اسپینوزا رو تموم کردم و بابا گوریو اونوره دو بالزاک رو شروع کردم، این کتاب یه شاهکاره، البته به اندازه مساله اسپینوزا جذاب نیست . این هفته تولد دو سالگی نیکا جونه، فدای چشمهای ناز و خنده های عسلیش بشم...
9 شهريور 1393

هستی، نیکا، نیکی و دریا

امروز همه خانواده به جز ما رفتند دریا، ما مهمون بودیم و نمی تونستیم همراهی شون کنیم، اعتراف می کنم دلم با اونها بود و دوست داشتم کنار سه تا جیگرم باشم، عکس هاشون رو برای یادگاری میزارم; نیکا جونم در حال بستنی خوردن  هستی جون بعد از شنا نیکا جون در حال آماده شدن برای شنا!!!!!!!!!! نیکا جون اینجا منتظره تا نیکی رو بزارن رو پاش ...
6 شهريور 1393

هفته بیست و سوم

سلام کوچولو! خوب و خوش و سلامت باشی انشالله این هفته پر ماجرا بود، اول این که به شدت درگیر کتاب مساله اسپینوزا هستم، خیلی سخت می تونم ازش دل بکنم و بخوابم یا به کارهای دیگه برسم، دبیرستان رو که تموم کنی اجازه می دم این کتاب رو بخونی، به دایی امیر هم پیشنهاد کردم بعد کنکور  بخوندش. آخر هفته ، برای طراحی اتاقت آقای ذاکری اومدند و بعد از دیدن اتاقت و طرح های مورد علاقه ما ، طرح هایی رو پیشنهاد کردند و قرار شد قیمت کارها رو اعلام کنند ، من و بابایی هم سر فرصت بررسی کنیم چه طرحی برای اتاقت بهتره، شرمنده که برای انتخاب دکور اتاقت نمی تونی نظری بدی، مدل مورد نظر ما شبیه این طرحه، البته با کمی تغییر که به اتاقت بیاد، رنگش ...
2 شهريور 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد